![]() |
![]() |
|
| شعر |
|
سکوت کن پسر وقتی کلمه ای برایت نمانده است
سکوت کن من از نبود واژه هایت می گویم از رگ های مسدود این شهر سکوت کن پسر سهم توست از باران چکه های این سقف ترک خورده این مشت های گره کرده سهم توست از جوانی بغض نکن بگذار هرکس به کار خودش آسمان برای .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 11 دی1388ساعت 3:35 توسط مجتبي ماندگاري |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مجتبي ماندگاري
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 |
| پیوندها |
|
مهدي خزاعي جواد سلطاني مهراز بیک محمدی مريم بيات دوست گرانقدر سیروس ذکایی رضوان ابوترابي حمزه ظريف صالح سجادی آگاهانه شب شهر ايران و ارمنستان علیرضا آدینه واهه آرمن هادی داداشی جمال عاملي |
|
RSS
|